تبلیغات
19آذر

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
 سلام
به وبلاگ من خوش آمدید.
امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد و زود به زود بهش سر بزنید.
ببخشید اگر کمی دیر مطالبم رو به روز میکنم.



تاریخ : شنبه 29 شهریور 1393 | 05:35 ب.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات
خواهر عزیز
درسته که ناخن بلند قشنگه 


ولی اون خنجر رستم تو دیگه زیادی بلنده :/

باباهه برای تولد 6 سالگی بچه ش یه اسب نژاد ترکمن هدیه گرفته 
اونوقت من هم سن این بچه بودم بابام تو شهربازی یه 5 تومنی مینداخت تو اسب،،، 2 دقیقه بالا و پایین میرفتم تا 2 هفته خر کیف بودم

فقط یه قدم تا میلیاردر شدن دارم!
.
.
.
.
.
همه صفراشو دارم فقط یه یک مونده!


اعتراف می کنم امشب حالم خیلی خوبه اخه همیشه از اینکه تو پیدا کردن 

ادرس خیلی خنگم ناراحت بودم. اما الان توبرنامه دورهمی دیدم که مهران 

مدیری و نصراله رادش تو این زمینه خیلی از من بدترن. منم کلی امید به 

زندگی پیدا کردم.

راستی
اینایی که هر روز سه چهار بار پاهاشونو با آب و صابون میشورن
با پاهاشون غذا میخورن آیا

‏خانما 460 نوع رنگ رو به راحتی از هم تشخیص میدن!

.

.

ولی نمیتونن مردا رو از همدیگه تشخیص بدن، میگن مردا همه‌شون مثل همه‌ن




تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1396 | 12:46 ب.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات
کاریکاتور بحران آب

Image result for ‫كاریكاتور بحران آب‬‎

Image result for ‫كاریكاتور بحران آب‬‎

Image result for ‫كاریكاتور بحران آب‬‎



تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1396 | 12:41 ب.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات

شطرنج,شطرنج باز

کاسپارف شطرنج باز معروف در بازی شطرنج به یک آماتور باخت. همه تعجب کردند و علت را جویا شدند. او گفت اصلاً در بازی با او نمیدانستم که آماتور است، برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت بودم. گاهی به خیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی می کردم. اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری می دیدم. تمرکز می کردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم. آنقدر در پی حرکتهای او بودم که مهره های خودم را گم کردم. بعد که مات شدم فهمیدم حرکت های او از سر بی مهارتی بود. بازی را باختم اما درس بزرگی گرفتم.

 

تمام حرکتها از سر حیله نیست آنقدر فریب دیده ایم و نقشه کشیده ایم که حرکت صادقانه را باور نداریم و مسیر را گم می کنیم و می بازیم بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه‌هامون می‌کنیم این است که:

 

نصفه نیمه می‌شنویم، یک چهارم می‌فهمیم، هیچی فکر نمی‌کنیم و دو برابر واکنش نشان می دهیم!

 

منبع: pandamoz.com





تاریخ : پنجشنبه 8 تیر 1396 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات

Image result for ‫عکس تاس‬‎ 

می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سایرین از آن محروم می‌مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده دیگر بدشانس هستند؟ چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سایرین همیشه بدشانس هستند؟


مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. آگهی‌هایی در روزنامه‌های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی‌شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش‌های من شرکت کنند.


نتایج نشان داد که هر چند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلیدخوش‌شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است. برای مثال، فرصت‌های ظاهراً خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش‌شانس مرتباً با چنین فرصت‌هایی برخورد می‌کنند، درحالی که افراد بدشانس نه. با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت‌هایی است یا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه‌ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست. به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می‌گفت: «اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده‌اید، 250 پوند پاداش خواهید گرفت.»


این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود. با این که این آگهی کاملاً خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می‌کردند عمدتاً آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش‌شانس متوجه آن شدند. مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموماً عصبی‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت‌های غیرمنتظره را مختل می‌کند. در نتیجه، آنها فرصت‌های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می‌دهند. برای مثال وقتی به مهمانی می‌روند چنان غرق یافتن جفت بی‌نقصی هستند که فرصت‌های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می‌دهند. آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می‌زنند و از دیدن سایر فرصت‌های شغلی باز می‌مانند. افراد خوش‌شانس آدم‌های راحت‌تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می‌بینند.


تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم‌های خوش‌اقبال بر اساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می‌کنند:


اول، آنها در ایجاد و یافتن فرصت‌های مناسب مهارت دارند.


دوم، به قوه شهود گوش می‌سپارند و براساس آن تصمیم‌های مثبت می‌گیرند.


سوم، به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت‌بخش است.


چهارم، نگرش انعطاف‌پذیر آنها، بدبیاری را به خوش‌اقبالی بدل می‌کند.


در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می‌توان از این اصول برای خوش‌شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین‌هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش‌شانس در آنها طراحی شده بود. این تمرین‌ها به آنها کمک کرد فرصت‌های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند. یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود:


هشتاد درصد آنها گفتند آدم‌های شادتری شده‌اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم‌تر از هر چیز خوش‌شانس‌تر هستند و بالاخره اینکه من عامل شانس را کشف کردم.


چند نکته برای کسانی که می‌خواهند خوش‌اقبال شوند: به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد. با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید. هر روز چند دقیقه‌ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.

 

زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردن است.


تحقیقی از «ریچارد وایزمن»



تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 | 09:50 ق.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات
پوستر تبریک نوروز, تصاویر نوروزی

سلام.
 پیشاپیش سال نو مبارک...


تاریخ : جمعه 27 اسفند 1395 | 09:51 ق.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات
کاریکاتور گرانی گوشت , کاریکاتور خرید عید

کاریکاتور گرانی گوشت , کاریکاتور خرید عید

کاریکاتور گرانی گوشت , کاریکاتور خرید عید

منبع:سایت بیتوته


تاریخ : جمعه 27 اسفند 1395 | 09:49 ق.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات

Image result for jwh,dv cdfh

یک سخنران معروف در مجلسی که دوصد نفر در آن حضور داشتند، 20 دلار را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این پول را داشته باشد؟   دست همه حاضرین بالا رفت.   سخنران گفت: بسیار خوب، من این پول را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.

 

و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، پول را هر طور که توانست با دست خود مالید تا که پول دیگه خیلی کهنه شده بود و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این پول را داشته باشد؟و باز دستهای حاضرین بالا رفت.   این بار مرد، این پول کهنه شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید. بعد پول را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.

 

سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر این پول آوردم، از ارزش این پول چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید. و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که رو به‏ رو میشویم، خم میشویم، خاک‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏ نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.



تاریخ : شنبه 4 دی 1395 | 09:39 ق.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات
Image result for jwh,dv cdfh
لبخند بزن به زندگی
به نسیمی که مدام نوازشت می کند
و به بلبلانی که با حس و شوقی وصف ناپذیر
برایت ترانه ای عاشقانه سر می دهند :leaves::rose:
روزی شاد و پر از خبرهای خوب داشته باشید

:leaves:Image result for jwh,dv cdfh
:
سخت ترین عشق
عشقیه كه میدونى بهش نمیرسى
ولى بازم دوسش دارى

Image result for jwh,dv cdfh
‏هرگز به خاطر یک شکست امیدت را از دست نده. باور کن شکست‌های بزرگتری هم در راهند و خوبیت ندارد که آن موقع چیزی برای از دست دادن نداشته باشی!

Image result for jwh,dv cdfh
یک زن
تنها به مردی
که دوستش دارد,
صدها بار شانس دوباره می دهد...!

Image result for jwh,dv cdfh
رابطه های الان
به یک
"بالای چشمت ابروست"
بند شده است،
برای ورود نفر سوم...


تاریخ : شنبه 4 دی 1395 | 09:31 ق.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات
داستان زیبا

روزی شیطان همه جا اعلام کرد قصد دارد از کارش دست بکشد و وسایلش را با تخفیف ویژه به حراج بگذارد!

همه مردم جمع شدن و شیطان وسایلی از قبیل : غرور، خودبینی، شهوت، مال اندوزی، خشم، حسادت، شهرت طلبی و دیگر شرارت ها را عرضه کرد...
در میان همه وسایل یکی از آنها بسیار کهنه و مستعمل بود و بهای گرانی داشت!

کسی پرسید : این عتیقه چیست !؟
شیطان گفت : این نا امیدی است...
شخص گفت : چرا اینقدر گران است !؟
شیطان با لحنی مرموز گفت :
این موثرترین وسیله من است !
شخص گفت : چرا اینگونه است !؟
شیطان گفت : هرگاه سایر ابزارم اثر نکند فقط با این میتوانم در قلب انسان رخنه کنم و وقتی اثر کند با او هر کاری بخواهم میکنم...
این وسیله را برای تمام انسانها بکار برده ام، برای همین اینقدر کهنه است ،

مراقب "امیدمان"باشیم

تاریخ : جمعه 5 شهریور 1395 | 06:42 ب.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات

یادش بخیر
لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب
بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت 


یادش بخیر
 در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !


یادش بخیر
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته



یادش بخیر
 یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی 


یادش بخیر
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود 


یادش بخیر
من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه 


یادش بخیر
وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم
الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم
گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم



یادش بخیر
تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن



یادتون میاد
اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!


یادش به خیر
 چه زود بزرگ شدیم و آرزوها و خاطرات زیبای کودکیمون رو فراموش کردیم . تقدیم به همه دوستان


یادش بخیر
 ﺑﭽﻪ که ﺑﻮﺩﯾﻢ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻧﻮ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ تا ﮔﻢ .ﻧﺸﯿﻢ.


یادتون نیست 
عکس برگردون میخریدیم و با آب دهن میچسبوندیم تو دفترمون 
یا عکس آدامس خرسی رو با آب دهن میچسبوندیم ساق دستمون
کلی هم کیف میکردیم


یادت میاد؟؟؟ 
وقتی کوچیک بودیم 
تلویزیون
با شام سبک
با پنکه شماره 5
مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین
اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت


یادت میاد؟؟
وقتی ک صدای هواپیما رو میشندیم
می پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم


یادش بخیر
می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم 


یادت میاد؟؟؟
وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو6 و کوچکه رو4


یادت میاد؟؟؟
وقتی نقاشی میکردی خورشیدو رو زاویه برگه میکشیدی


یادت میاد؟؟؟
در یخچالو کم کم میبستی تا ببینی لامپش چه جور خاموش میشه


یادت میاد؟؟؟
اگه کسی بهت میگفت برو آب برام بیار اول خودت از سر لیوان میخوردی
و دهنتو با دستت پاک میکردی



تاریخ : سه شنبه 2 شهریور 1395 | 12:24 ق.ظ | نویسنده : ۱۹ آذر | نظرات
تعداد کل صفحات : 23 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.